به نام نور ...
دیروز وقتی اومدم محل کار همه پنجره ها بخار گرفته بود و بیرون دیده نمیشد .... بخار شیشه ها رو تمیز کردم و به تماشای خیابون ایستادم ... درخت هایی که روبروی محل کار هستند دیگه همه برگ هاشو
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...
- زمین : خورشید بیا دوباره بگیردیم دور مهر روزگاران ،
دوباره روشن کنیم ،دوباره صبح و سحر
- آسمان : زمین بیا این هوا و نفس که آغوشت امید جوانه هاست
- خورشید : ای دل تپیده به ریشه ها و
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...
و سپید ترین شعر جهان را ،
خدا سرود
نخستین شعر سپید که از ازل سروده شده ،
و هنوز ادامه دارد این شعر
با واژگانی تازه و نو
که تا بحال نشنیده ای
قبلا جایی ندیده ای و نخوانده ای
هر بار
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...گاهی حس میکنی خدا دقیقا روبرویت نشسته و دارد با تو حرف می زند ...از پنجره که سرک میکشی می بینی جانم چه خدایی ... دلت می خواهد دستت را زیر چانه ات بگذاری و همین طور محو زیبایی و خالق زیبا
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی